تو شهری که تو نیستی خیابون شده خالی دیگه هر چی می بینم دارند رنگ خیالی تو که نیستی من ویلون تو خیابون ببینی تو که نیستی من با این دل داغون ببینی بی تو غمگینم از این فاصله ی سال و زمونا تا تو برگردی میشم دود و میرم تو آسمونا اون نگاه گرم تو یادم نمیره بوسه ی بی شرم تو یادم نمیره با من یه همصدا نیست با من یه آشنا نیست دیگه یه همزبونی با من غیر از خدا نیست
مولوی مولانا مثنوی مثنوی عرفان شمس شرح مثنوی معنوی مولانا شمس تبریزی مثنوی معنوی مولوی تفسیر مثنوی معنوی مولانا داستانهای مثنوی معنوی مولانا حافظ دیوان حافظ سعدی غزلیات شمس دیوان شمس دیوان کبیر شریعتی دکتر شریعتی داستان قصه سمبل سمبلیسم ادبیات شعر مولوی مولانا شمس و مولانا شموس و مولوی روانشناسی
No comments:
Post a Comment
مولوی مولانا مثنوی مثنوی عرفان شمس شرح مثنوی معنوی مولانا شمس تبریزی مثنوی معنوی مولوی تفسیر مثنوی معنوی مولانا داستانهای مثنوی معنوی مولانا حافظ دیوان حافظ سعدی غزلیات شمس دیوان شمس دیوان کبیر شریعتی دکتر شریعتی داستان قصه سمبل سمبلیسم ادبیات شعر مولوی مولانا شمس و مولانا شموس و مولوی روانشناسی