Sunday, November 29, 2009

شیخ ابو سعید ابی الخیر

شیخ ابوسعيد ابی الخیر عارف به نام خراسان به توس رفته بود  مردم توس از وي خواستند جهت ارشاد اهالي به وعظ بپردازد.مجلسی ترتیب دادند در محل وعظ عده ی زيادی حاضر شدند وازدحام مشتاقان به حدي بود که براي کسانی که تازه خواستند به مجلس به پیوندند جا نبود.بعد ازآنکه قاری تلاوت قرآن نمود وشيخ آماده شد که سخن بگوید یکي از حاضرین از جا بلند وبه آواز بلند گفت خدایش بیامرزد کسی را که از جايش بلند شود ویک قدم جلوتر رود.شیخ با شنیدن این عبارت گفت:هرچه ما می خواستيم بگوئیم وخلاصه ي آنچه را پیامبران گفته اند این شخص گفت وحرف همه ی آنها هم این بود که یک قدم جلوتر آئید وبگفتن این سخنان از منبر پائین آمد ومجلس را ترک نمود
تلخیص از اسرار التوحيد
باسپاس
سعاد اشراقی

No comments:

Post a Comment

مولوی مولانا مثنوی مثنوی عرفان شمس شرح مثنوی معنوی مولانا شمس تبریزی مثنوی معنوی مولوی تفسیر مثنوی معنوی مولانا داستانهای مثنوی معنوی مولانا حافظ دیوان حافظ سعدی غزلیات شمس دیوان شمس دیوان کبیر شریعتی دکتر شریعتی داستان قصه سمبل سمبلیسم ادبیات شعر مولوی مولانا شمس و مولانا شموس و مولوی روانشناسی