Sunday, September 11, 2011

با سلام وعرض ادب خدمت کلیه سرورانم در گروه محبوب ودوست داشتنی رادیو گلها

با سلام وعرض ادب خدمت کلیه سروران عزیزم در رادیو گلها
از محبت ولطفیکه همیشه در این گروه شامل بنده ودیگر دوستان شده همیشه استفاده کردم از تک تک دوستان صمیمانه تشکر میکنم واز دست همه اش ون میبوسم پدر بنده یک گرامافون بزرگ فلیپس داره که خراب شده بود چندین مدت که روش کار کردم وتونستم تعمیرش کنم فقط طناب رادیوش مشکل داره اما از صفحات خوب وبیاد ماندنیش که استفاده میکنم احساس میکنم با خودشون هزاران هزار خاطر میارن دیروز صفحه ای رو گذاشته بودم که پدرم اکنون پیر شده وکمی هم آلزایمر گرفته البته استاد تاریخ دانشگاه بوددیدم با چشم گریون اومد بیرون وخاطره ای برام تعریف کردخواستم اگه دوستان قابل بودن برای اونهاهم تعریف کنم.پدرم گفت میدونیه خاطره این صفحه چیه خونه ما در چهارراه قره آغاج د رتبریز بودما یک ایوان خیلی بزرگ داشتیم من شبها در اون ایوان میخوابیدم وچون به باغ گلستان نزدیک بودیم شبها صفحات وآهنگهای از اونجا پخش میشد که من با شنیدن اونها بخواب میرفتم اون شبکه این آهنگ از اونجا شنیدم دیگر صبر نکردم اونقدر مست این آهنگ شده بودم که پاشدم لباس بتن کردم وورفتم مسئول پخش آهنگها رو پیدا کردم وبعد از کلی التماس صفحه رو باقیمت دوبرابر آن یعنی 2 تومان در ساعت 2.16 دقیقه نصف شب سال 1320خریدم جلدصفحه گرامافون رو که نگاه کردم دیدم دقیقا روش نوشیته  خریداری شده در ساعت 2.16 شب سال1320وایکه چقدر خاطره بدنبال داشت ضمناآهنگش ما مسعودی بود شب گلستان تنهامنتظرت بودم

No comments:

Post a Comment

مولوی مولانا مثنوی مثنوی عرفان شمس شرح مثنوی معنوی مولانا شمس تبریزی مثنوی معنوی مولوی تفسیر مثنوی معنوی مولانا داستانهای مثنوی معنوی مولانا حافظ دیوان حافظ سعدی غزلیات شمس دیوان شمس دیوان کبیر شریعتی دکتر شریعتی داستان قصه سمبل سمبلیسم ادبیات شعر مولوی مولانا شمس و مولانا شموس و مولوی روانشناسی