Friday, November 25, 2011

از استاد شجریان

درود بر دوستان و با اجازه بزرگ ترها. کاری در ابوعطا از شجریان، یاحقی، شریف، موسوی و بهبهانی ( همه گی استاد) پیش کش شما باد. پیش ترها شعر این اثر را دوستی به گروه فرستاده بود. در پایان قطعه کاروان کاری از شاپور(پیر)نیاکان نیز شنیدنی است. :
ستاره دیده فرو بست و آرمید، بیا
شراب ( فروغ) نور به رگ های شب دوید، بیا

http://www.4shared.com/audio/I1F2uiO2/Shajarian-Yahaghi-Sharif-Mousa.html


نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچ یک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
سهراب سپهری


No comments:

Post a Comment

مولوی مولانا مثنوی مثنوی عرفان شمس شرح مثنوی معنوی مولانا شمس تبریزی مثنوی معنوی مولوی تفسیر مثنوی معنوی مولانا داستانهای مثنوی معنوی مولانا حافظ دیوان حافظ سعدی غزلیات شمس دیوان شمس دیوان کبیر شریعتی دکتر شریعتی داستان قصه سمبل سمبلیسم ادبیات شعر مولوی مولانا شمس و مولانا شموس و مولوی روانشناسی