Sunday, December 30, 2012

Fwd: آلبرت انيشتن از رسيدن اين روز مي‌ترسيد







روزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!!  

 
روزی که آلبرت انیشتن از آن میترسید احتمالاً بالاخره رسید:
 
دور هم در کافی شاپ در حال خوردن قهوه
 
یک روز زیبا در ساحل
 
هواداری تیم محبوب
 
یک شام دلچسب در یک رستوران با همراهی دوستان
 
یک قرار دو نفره برای آشنایی بیشتر با روحیات یکدیگر
 
لذت بردن از یک همراهی دوستانه
 
دیدار یک موزه با دیدنیهای بسیار جالب
 
ماشین گردی و لذت بردن از مناظر اطراف
 
درس خواندن دستجمعی
 
دو دوست قدیمی در پارک در کنار هم
 
یک قرار عاشقانه و لذت بخش
 
من از روزی میترسم که تکنولوژی از تعامل انسانی پیشی بگیرد. چنین روزی ، جهان نسلی از احمقها خواهد داشت.
 
__._,_.___














No comments:

Post a Comment

مولوی مولانا مثنوی مثنوی عرفان شمس شرح مثنوی معنوی مولانا شمس تبریزی مثنوی معنوی مولوی تفسیر مثنوی معنوی مولانا داستانهای مثنوی معنوی مولانا حافظ دیوان حافظ سعدی غزلیات شمس دیوان شمس دیوان کبیر شریعتی دکتر شریعتی داستان قصه سمبل سمبلیسم ادبیات شعر مولوی مولانا شمس و مولانا شموس و مولوی روانشناسی