Sunday, December 30, 2012

Taghdim be doostane aziz


از تو لبريزم من امروز
در اين فصل پر اعجاز
اشاره هايت را به تماشا ايستاده ام
و سرشارم از تکاپوي احساس
 آن خفته کوههاي عظيم و سرد
 اين سنگهاي باران خورده
و خنده گلهاي زيبا
 با هر نگاه نوازشم ميکنند
همچنان که ميروم
پرندگان را ميبينم
که آزادانه به سوي بيکران آسمانت
بالهاي خود را با عشق بر هم ميزنند
و درختان تنومند که چون سربازاني
هوشيارحافظان طبيعت اند
طبيعت که زاده دست توانگر توست
و من آن بنده حيرانم
که در آن ميغلتم و تو را سپاس ميگويم

(ربکا)

 دهم دي 1391
  سي ام دسامبر 2012


No comments:

Post a Comment

مولوی مولانا مثنوی مثنوی عرفان شمس شرح مثنوی معنوی مولانا شمس تبریزی مثنوی معنوی مولوی تفسیر مثنوی معنوی مولانا داستانهای مثنوی معنوی مولانا حافظ دیوان حافظ سعدی غزلیات شمس دیوان شمس دیوان کبیر شریعتی دکتر شریعتی داستان قصه سمبل سمبلیسم ادبیات شعر مولوی مولانا شمس و مولانا شموس و مولوی روانشناسی