Wednesday, January 30, 2013



بيا بيا كه مرا با تو ماجرايي هست
بگوي اگر گنهي رفت و گر خطايي هست

روا بود كه چنين بي‌حساب دل ببري
مكن كه مظلمه خلق را جزايي هست


توانگران را عيبي نباشد ار وقتي
نظر كنند كه در كوي ما گدايي هست

به كام دشمن و بيگانه رفت چندين روز
ز دوستان نشنيدم كه آشنايي هست

كسي نماند كه بر درد من نبخشايد
كسي نگفت كه بيرون از اين دوايي هست

هزار نوبت اگر خاطرم بشوراني
از اين طرف كه منم همچنان صفايي هست

به دود آتش ماخوليا دماغ بسوخت
هنوز جهل مصور كه كيميايي هست

به كام دل نرسيديم و جان به حلق رسيد
و گر به كام رسد همچنان رجايي هست

به جان دوست كه در اعتقاد سعدي نيست
كه در جهان بجز از كوي دوست جايي هست

--
 
---
شما به این دلیل این پیام را دریافت کرده‌اید که در گروه Google Groups "دوستان راديو گلها" مشترک شده‌اید.
برای لغو اشتراک در این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به friends-of-radio-golha و unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینه‌های بیشتر، از https://groups.google.com/groups/opt_out دیدن کنید.
 
 

No comments:

Post a Comment

مولوی مولانا مثنوی مثنوی عرفان شمس شرح مثنوی معنوی مولانا شمس تبریزی مثنوی معنوی مولوی تفسیر مثنوی معنوی مولانا داستانهای مثنوی معنوی مولانا حافظ دیوان حافظ سعدی غزلیات شمس دیوان شمس دیوان کبیر شریعتی دکتر شریعتی داستان قصه سمبل سمبلیسم ادبیات شعر مولوی مولانا شمس و مولانا شموس و مولوی روانشناسی