من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین همه روباه می ترسممرا از جنگ رو در روی در میدان گریزی نیستولی از دوستان آب زیر کاه می ترسممن از صد دشمن دانای لامذهب نمی ترسمولی از زاهد بی عقل نا آگاه می ترسمپی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردماصولأ من نمی دانم چرا از چاه می ترسماگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید امانه از سختی ره، از سستی همراه می ترسممن از تهدیدهای ضمنی ظالم نمی ترسممن از نفرین یک مظلوم، از یک آه می ترسممن از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهیاگر افتد به دست آدم خودخواه می ترسممرا از داریوش و کوروش و این جمله باکی نیستمن از قداره بندان مرید شاه می ترسمنمی ترسم ز درگاه خدای مهربان اماز برخی از طرفداران این درگاه می ترسمخدای من ، نمی دانم چرا از تو نمی ترسمولی از این برادرهای حزب الله می ترسمچو " کیوان " بر مدار خویش می گردم ، ولی گاهیاز این سنگ شهاب و حاجی گمراه می ترسمغزلی از کیوان هـــــاشـــمی
---
این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «دوستان راديو گلها» در Google Group ثبتنام شدهاید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به friends-of-radio-golha+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینههای بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.
No comments:
Post a Comment
مولوی مولانا مثنوی مثنوی عرفان شمس شرح مثنوی معنوی مولانا شمس تبریزی مثنوی معنوی مولوی تفسیر مثنوی معنوی مولانا داستانهای مثنوی معنوی مولانا حافظ دیوان حافظ سعدی غزلیات شمس دیوان شمس دیوان کبیر شریعتی دکتر شریعتی داستان قصه سمبل سمبلیسم ادبیات شعر مولوی مولانا شمس و مولانا شموس و مولوی روانشناسی