کجايي در شب هجران که زاري هاي من بيني
چو شمع از چشم گريان اشکباريهاي من بيني
کجايي اي که خندانم ز وصلت دوش ميديدي
که امشب گريههاي زار و زاريهاي من بيني
کجايي اي قدح ها از کف اغيار نوشيده
که از جام غمت خونابه خواريهاي من بيني
شبي چند از خدا خواهم به خلوت تا سحرگاهان
نشيني با من و شب زندهداريهاي من بيني
شدم يار تو و از تو نديدم ياري و خواهم
که يار من شوي ای يار و ، ياريهاي من بيني
براي امتحان تا مي تواني بار درد و غم
بنه بر دوش من تا بردباريهاي من بيني
براي يادگار خويش شعري چند از هاتف
نوشتم تا پس از من يادگاريهاي من بيني
هاتف اصفهاني
---
این پیام را به خاطر این دریافت کردید که برای مبحثی در گروه «دوستان راديو گلها» در Google Group ثبتنام شدهاید.
جهت لغو اشتراک از این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به friends-of-radio-golha+unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینههای بیشتر از https://groups.google.com/d/optout بازدید کنید.
No comments:
Post a Comment
مولوی مولانا مثنوی مثنوی عرفان شمس شرح مثنوی معنوی مولانا شمس تبریزی مثنوی معنوی مولوی تفسیر مثنوی معنوی مولانا داستانهای مثنوی معنوی مولانا حافظ دیوان حافظ سعدی غزلیات شمس دیوان شمس دیوان کبیر شریعتی دکتر شریعتی داستان قصه سمبل سمبلیسم ادبیات شعر مولوی مولانا شمس و مولانا شموس و مولوی روانشناسی