گلچين از بهترين گروه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي. همه چيز از همه جا

Saturday, May 29, 2010

[erfanISLAMI] نامه حجت‌الاسلام قائم مقامي به نوري‌زاد

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=51325


نامه حجت‌الاسلام قائم مقامي به نوري‌زادچنان چه در زمان حاكميت پيامبر اكرم(ص) هم بوديد به آن حضرت اعتراض مي كرديد.به گزارش فارس،يكي از دوستان قديمي نوري زاد در نامه‌اي خطاب به وي نوشت: در مجلس سالگرد يكي از شهدا وقتي مجددا در مورد ناكارآمدي حكومت اسلامي و عليه روحانيت سخن گفتيد به شما هشدار دادم چنان چه در زمان حاكميت پيامبر اكرم(ص) هم بوديد به آن حضرت اعتراض مي كرديد.حجت الاسلام و المسلمين قائم مقامي از اساتيد حوزه و دانشگاه و از دوستان قديمي محمد نوري‌زاد در نامه‌اي با بيان چگونگي انحراف وي از او خواست به راه گذشته خود يعني دفاع
از نظام، انقلاب و ولايت برگردد.متن كامل اين نامه به شرح زير است:بسم الله الرحمن الرحيمبرادر سابق آقاي محمد نوري زادبا سلام اينجانب در تاريخ 9/2/1381 و به دنبال مطالعه سلسله مقالات ارزشمند شما در روزنامه ي كيهان تحت عنوان "جهان پس از آمريكا " نامه اي در ستايش و تشكر از شما خطاب به شما نوشتم لكن آن را در آن تاريخ به هر دليل نه براي شما فرستادم و نه به هيچ نشريه و پايگاه خبري دادم و اين مقاله هم چنان نزد اينجانب بود تا رسيديم به سال هاي اخير و جريان كج رفتن ها،اعوجاج ها و فاصله گرفتن هاي شما از انقلاب و دين و حقيقت و نزديك و نزديك تر شدن شما به
اردوگاه ضد انقلاب و ضد دين و حقيقت.اكنون مايلم نخست بخش هايي از آن مقاله را در اين جا بياورم و آنگاه در چند و چون اين تحول نا مبارك و اين به اصطلاح تولد نوين كه چيزي جز تولد در عالم اوهام و نفسانيت و خود بنيادي نيست، سخن بگويم.* هنوز مقاله‌هاي جهان پس از آمريكاي شما را از ياد نبرده‌ايمآن هنگام كه شما هنوز مستقيم بوديد و با بينه و نور سخن مي گفتيد، خطاب به شما اينگونه نوشتم: مدتي بود مي خواستم به خاطر سلسله مقالات جهان پس از امريكا از شما تشكر كنم، به راستي اين مقالات سخن روح ماست، آفرين بر قلم ساده و زيبا و روان شما كه با آن دين خدا و
كلمة الله نصرت داده مي شود و جز در جهت رضاي خداوند و اولياي او جريان ندارد. آفرين بر شما كه اينگونه عاشقانه و رند و لا ابالي در خدمت حق قرار گرفته ايد و زمام قلم خود را به دست حضرت دوست سپرده ايد تا از آن جز حقيقت و خير و زيبايي و انصاف صادر نشود.آري در آن دوران و قبل از آغاز انحراف ها و اعوجاج ها كه از اواخر دوران پر محنت اصلاحات شروع شد و در جريان فتنه شيطاني اخير به اوج خود رسيد و كار شما را به شكستن آخرين حريم منجر ساخت، قلم ساده، زيبا، روان و عالمانه ي شما كه نعمتي عظيم از جانب خداوند به شما بود، در خدمت حق و حقيقت و در جهت اعلاء كلمة
الله و نصرت دين و ياري تنها حكومت برآمده از دين حق قرار داشت و مراد از ياري دين و حكومت ديني نيز تنها ستايش جنبه هاي مثبت نيست بلكه اين ياري شامل نقد جنبه هاي منفي عملكرد مومنان و انقلابيون و حكومتگران نيز مي شود كه شما درآن مقطع اينگونه و به خوبي دين را ياري مي داديد.در آن جا نوشتم: در اين مقالات نگاه شما به جهان بسيار دقيق و عالمانه است زيرا كه شما هم زشتي و پلشتي موجود را با تمام اطراف و جوانبش و با تمام جزئيات و كلياتش مي بينيد و مي شناسيد و هم زيبايي و نيكي پنهان را كه درحال طلوع و تجلي است، مشاهد ه مي كنيد. نه زشتي زوال پذير موجود
شما را از توجه به زيبايي حقيقي و مطلوب باز داشته و نه آن زيبايي پنهان در حال ظهور شما را از ديدن زشتي موجود در حجاب قرار داده.* گفته بوديد اگر از اسلام و ولايت و حقيقت فاصله بگيريم غرق خواهيم شدبعد گفته ام: قلم شما كه به راستي مي توان آن را قلم شيعه ناميد، ذوالفقار وار با دو لبه ي تيز خود در آن واحد به بدي هاي چپ و راست و خطاهاي مومنين و كفار حمله مي كند. اين بسيار مهم است كه شما در حاليكه به امريكا و اسرائيل حمله مي كنيد و سروري كنوني امريكا به عنوان بزرگترين نماد تباهي زمان را امري نابود مي دانيد در همان حال به حق و درستي به ما هشدار مي
دهيد كه اينگونه نيست كه سروري آينده در هر حال و با هر عمل و رفتاري از آن ما باشد و در هشدار شما اين نكته حكيمانه وجود دارد كه همانگونه كه امريكا در طوفان هاي آخرالزماني و در سيلاب عظيمي كه به راه افتاده غرق خواهد شد، ما نيز اگر از اسلام و ولايت و حقيقت فاصله بگيريم و از كشتي نجات ولايت خارج شويم، غرق خواهيم شد و كسي وجود و بقاء ما را تضمين نكرده است.در آن مقطع شما با احساس و عاطفه‌اي قوي كه به واسطه آن همواره دوستدار خوبي ها و زيبايي ها و عدالت ها و بيزار و متنفر از بدي ها و زشتي ها و ظلم ها بوده ايد، همراه با تعقلي نيرومند كه به واسطه ي
آن مي توانستيد امور را به درستي تحليل كنيد، به اوضاع مي نگريستيد و در عين نقد صريح بدي ها و زشتي ها به دليل همان تعقل نيرومند كه عين دينداري و تقوا نيز هست همراه با ساير برادران مومن و انقلابي و روشنفكر خود در كنار نظام اسلامي و محور نوراني و آسماني و بر حق آن يعني ولايت فقيه و در برابر زشتي ها و پلشتي ها و انحرافات و تقصيرها قرار داشتيد.*تعقل و دينداري شما مغلوب احساسات تحت سيطره نفسانيت و منيت و غرور شدلكن با تأسف بسيار و اندوهي دردناك با سپري شدن زمان شما براين موضع بر حق باقي نمانديد و رفته رفته تعقل و دينداري و تقواي شما مغلوب
احساس و عاطفه اي شد كه اين بار نه تحت حاكميت عقل و شريعت بلكه تحت سيطره نفسانيت و منيت و غرور، نگاه مي كرد و سخن مي گفت.در سال هاي اخير سمت و سوي نقدهاي شما چه در جلسات حضوري كه بعضا اينجانب نيز در آن ها شركت داشتم و چه در آثار مكتوب شما به ويژه در پايگاه خبريتان، از نقد بدي هاي عارض بر حكومت اسلامي كه بايد همراه حكومت، روحانيت صالح و انقلابي و ولي فقيه زمان در برابر آن ها موضع داشت به نحوي كاملا عاميانه و جاهلانه به نقد نفس حكومت ديني و نقد نهاد روحانيت و سرانجام نقد و اعتراض به ولي فقيه زمان، تغيير جهت يافت و موضع به حق و هشدار دهنده و
انشائي شما كه از عقلانيت و نوعي تفقه در دين سرچشمه مي گرفت و سرشار از حقيقت و اميد بود به موضعي باطل و توصيفي و سرشار از يأس و سياهي و برخاسته از نفسانيت و توهم مبدّل گرديد و در اين سير نامبارك كه همراه دست زدن ها و هورا كشيدن هاي اردوگاه كفر براي شما بود و نتيجه اي جز اعتقاد به ناكارآمدي تنها حكومت ديني جهان نداشت، تيزي زبان و قلم شما متوجّه روحانيت، آن هم نه برخي روحانيون ناصالح و فاسد و منحرف بلكه متوجّه نهاد و كليت روحانيت كه به زعم شما مسئول جميع خرابي ها و ناكارآمدي هاي موجود است، شد.*يادتان هست يك مطايبه را دليل عقب ماندگي و
بي‌خبري روحانيت عنوان مي‌كرديد؟در جريان اين نقادي از انواع اهانت‌ها و اتهام ها نسبت به روحانيت به طور كلي و نسبت به برخي از علما و فقها و مراجع به طور مشخص و با اسم، دريغ نشد به گونه اي كه در مورد مطايبه مشهوري پيرامون مرحوم آيت الله العظمي بروجردي با اين مضمون كه وقتي به اطّلاع ايشان مي رسانند كه فلان شخص كارش دزديست و معمولا نيمه هاي شب به دزدي مي رود و آن مرحوم با تعجّب پرسيده بوده است كه پس اين شخص نماز شبش را چه موقع مي خواند، شما با عقلانيتي كاملا وارونه اين مطايبه را علامت و دليل بي خبري اين طايفه از اوضاع اجتماعي قلمداد كرده
و روحانيت را متهم به عقب ماندگي، بي خبري و قدرت طلبي نموديد.در مورد ديدگاه هاي شما در نقد و اعتراض به حكومت اسلامي و اعتقاد به ناكارآمدي بالفعل آن، اينجانب يك بار در منزل يكي از دوستان كه به افطار دعوت بوديم و شما نيز حضور داشتيد طي مباحثه اي طولاني به شما در مورد ضرورت جدا نشدن از عقل جمعي مومنان در تحليل و نقد حكومت اسلامي و به ويژه در نقد نهاد روحانيت، تذكر و هشدار دادم و شما نيز ظاهرا به دليل مقداري احترام كه براي اينجانب قائل بوديد، تا حدودي مطالب را پذيرفتيد لكن با تأسف بسيار مدتي بعد كه هر دو ما در مجلس سالگرد يكي از شهدا شركت
داشتيم و پي از منبر اينجانب شما به منبر رفتيد و در حضور اينجانب مجددا در مورد ناكارآمدي حكومت اسلامي و عليه روحانيت سخن گفتيد و پس از سخن شما و به دنبال اعتراض برخي از حاضران و اعتراض اينجانب به شما و اين هشدار كه شما چنان چه در زمان حاكميت پيامبر اكرم(ص) نيز بوديد به آن حضرت اعتراض مي كرديد، شما در اين مقطع كه هنوز ظاهرا پاسدار حريم مقدس ولايت بوديد، صدايتان را بلند كرديد و با فرياد گفتيد كه نخير! من به پيامبر(ص) اعتراض نمي كردم بلكه به شما اعتراض مي كردم.*فتنه، رگ غيرت اومانيستي شما را متورم ساخت و از كنار ولايت به اردوگاه نفسانيت
پرتاب نمودبه هرحال سير انحرافي و اعوجاجي و فاصله گرفتن هاي شما از عقلانيت جمعي مومنان و از قله اين عقلانيت كه در كانون مقدس ولايت فقيه متجلي است، هم چنان ادامه پيدا كرد تا رسيديم به آزمون بزرگ الهي در سال گذشته و ماجراي انتخابات و حدوث فتنه كذايي و جريان شورش ضد انقلاب در برابر انقلاب كه شما را مانند بسياري از غافلان و ساده لوحان ديگر به هيجان آورد و رگ غيرت نفساني و اومانيستي شما را متورم ساخت و شما را از كنار ولايت و روحانيت به اردوگاه عداوت و نفسانيت پرتاب نمود و در اين برهه ي حساس به خيال خود براي هدايت و نصيحت ولي فقيه زمان، دست
به قلم شديد و در نصرت باطل و تضعيف حق و با بي پروايي تمام مطالبي را به زبان جاري ساختيد در حالي كه وظيفه شما همچون وظيفه هر انسان صالحي اين بود كه اگر با تعقل و استدلال نمي توانيد قضايا را تحليل كنيد و به لحاظ عقلي و برهاني قادر نبوديد در كنار ولايت بمانيد مي بايست تعبدا اين كار مي كرديد و با تعبدي كه خود منشا عقلاني دارد در اين فتنه پر شبهه كه معركه رجوع به ولايت است، در كنار ولايت باقي مي مانديد و به جاي نامه نگاري به ولي فقيه و نكوهش ايشان، به سران و رهبران فريب خورده فتنه كه دست كم ناخودآگاه در جريان يك انقلاب رنگين و ننگين و
كاريكاتوري قرار گرفته بودند، نامه مي نوشتيد و آنان را هدايت و نصيحت مي كرديد.*در اين فتنه نه تعقل كرديد و نه تعبد ورزيديدآري در اين فتنه، شما نه تعقل كرديد و نه تعبد ورزيديد بلكه سرخود و نفساني و من عندي شروع به تحليل و سخن گفتن كرديد و خيال مي كرديد و شايد اكنون نيز خيال مي كنيد كه هم چنان از موضع يك انقلابي و ولايي و اصولگرا سخن مي گوييد، درحالي كه ملاك انقلابي و ولايي و اصولگرا بودن در قضاياي حكومت و سياست، امتثال حكم الله است با وقوف بر مناط حكم و اگر آن نشد امتثال حكم است بدون وقوف بر مناط آن و مراد ما از معيت تعقلي و تعبّدي با
ولايت كه تنها راه نجات و خلافش، راه هلاكت است همين است.اينجانب اكنون به عنوان برادري قديمي كه با شما ساليان بسيار در يك سنگر فكري و فرهنگي و اعتقادي بوده ام، به شما نصيحت مي كنم كه از اين راه خطا كه بطن و ظهرش چيزي جز عدم تحمل حاكميت خداوند نيست بازگرديد و در يك بازنگري شجاعانه و محققانه در مواضعتان و با ترك تكبر و لجاجت و قبل از در افتادن به سجن ابدي خداوند و قبل از دچار شدن به ضرب و شتم ملائكه ي موكل بر قبض روح انسان خطاكار، اعلام كنيد كه دچار اشتباه و توهم بوده ايد و از خداوند و پيامبر اكرم(ص) و ائمه ي اطهار(ع) و از علما و فقهاي بزرگ و
از روح مطهر امام خميني رضوان الله عليه و از وجود پر بركت مقام معظم رهبري كه اگر هيچ دليلي بر حقانيت ولايت ايشان جز همين مديريت بي نظير و الهي ايشان در فتنه اخير نبود، كفايت مي كرد، و از ارواح طيبه ي شهداي اسلام پوزش بخواهيد و بدانيد كه تحقق حاكميت كامل خداوند كه حاكميت تمام ارزش ها و خوبي ها و زيبايي هاست و شما نيز خواهان آن هستيد، به تعبيري عاميانه همچون هلوي پوست كنده نيست كه قلفتي در گلوي انسان بپرد! بلكه فرايندي است طولاني كه نياز به جهادي مستمر و صبري عميق و استقامتي عظيم و از همه مهم تر نيازمند عقلي نوراني و عشقي سوزان
است.*اميدوارم برادر نوري زاد به مواضع حق سابقشان باز گردندانتظار ما از برادر نوري زاد اين است كه همچون برخي از غافلان و ساده لوحان كه پس از انقلاب مبارك اسلامي و تشكيل حكومت ديني، تنها نگاهشان به برخي حوزه هاي مفتوحه به روي شيطان و جريان شيطاني است و از ديدن صدها و هزاران حوزه مفتوحه به روي اسلام و ايمان، غفلت مي كنند نباشد و بدانند كه حكومت اسلامي هر چند با كمال مطلوب حاكميت كامل خداوند بر زمين كه حاكميت كامل احكام و ارزش هاي الهي است فاصله ي بسيار دارد لكن به لحاظ برنامه و وظيفه و مأموريت خود كه همانا بيدار سازي بشريت، رساندن پيام
انقلاب و تمهيد و زمينه سازي حاكميت الهي است، بسيار موفق بوده است. اميدوارم برادر نوري زاد همچنان به مواضع حق سابقشان كه سرشار از اميد و ايمان و در عين حال همراه با نقادي نقايص و هشدار به مومنان و انقلابيون بود باز گردند و با تقاضاي عفو از خداوند و بنده صالح و متواضع خداوند يعني مقام معظم رهبري، اين فرصت پديد آيد كه قلم زيبا، روان و هنرمندانه نوري زاد كه زماني با آن خداوند و دين و حاكميت خداوند نصرت داده مي شد همچنان اين گونه باشد.والسلام.سيد محمد قائم مقامي5/3/1389 


[Non-text portions of this message have been removed]

------------------------------------

Yahoo! Groups Links

<*> To visit your group on the web, go to:
http://groups.yahoo.com/group/erfanISLAMI/

<*> Your email settings:
Individual Email | Traditional

<*> To change settings online go to:
http://groups.yahoo.com/group/erfanISLAMI/join
(Yahoo! ID required)

<*> To change settings via email:
erfanISLAMI-digest@yahoogroups.com
erfanISLAMI-fullfeatured@yahoogroups.com

<*> To unsubscribe from this group, send an email to:
erfanISLAMI-unsubscribe@yahoogroups.com

<*> Your use of Yahoo! Groups is subject to:
http://docs.yahoo.com/info/terms/

No comments:

آرشیو مطالب