در روزهاي آخر اسفند کوچ بنفشههاي مهاجر زيباست در نيم روز روشن اسفند وقتي بنفشهها را از سايههاي سرد در اطلس شميم بهاران با خاک و ريشه ميهن سيارشان در جعبههاي کوچک چوبي در گوشهی خيابان ميآورند جوي هزار زمزمه در من ميجوشد ايکاش ايکاش آدمي وطنش را مثل بنفشهها در جعبههاي خاک يک روز ميتوانست همراه خويش ببرد هر کجا که خواست در روشناي باران در آفتاب پاک
از زبان برگ - شفیعی کدکنی
|
No comments:
Post a Comment