گلچين از بهترين گروه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي. همه چيز از همه جا

Saturday, September 15, 2012

دفتر شعرم

با درود به عزيزان گروه وزين گلها
يك دفتر شعر داشتم كه مربوطه به سالهاي پيش ديدم شعرهاي بدي ندارد بعضي شعرها از دوست شاعري بود كه ديگر بعد از آن سالها خبري از او ندارم حالا هرازگاهي ابياتي از آنها را برايتان مي فرستم شايد خوشتان بيايد

در اين زمانه به روي كس نگاه مكن           براي هيچ كس نامه اي سياه مكن
به ذوق آب در اين دشتها مگرد               بهار آمدني نيست اشتباه مكن
تواي شب و روز اين حديث با من گفت            كه دل به مهر مبند ، نظر به ماه مكن
به راحت اين ايام ز دست مده               به غفلت عمر گرانمايه را تباه مكن
سياه بختي من مثل روز روشن است              تو روز روشن خود را شب سياه مكن

و اين رباعي
از آمد و رفت و شب و روز پير شدم                 به كاري نرسيدم و زمين گير شده
يك عمر پي درس و كار دويدن اين بود              از سلسله جهل به زنجير شدم


البته اين ابيات از دوست ديگري بود كه فوت شده به نام آقاي عبدالشعيب نداوي ـ خدا رحمتش كند
ارادتمند - حسين آذرافزا

No comments:

آرشیو مطالب