آنچه ما اکنون نداریم و زمانی داشتیم
......
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم
گردآن شمع طرب میسوختم پروانه وار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم
آتشم برجان ولی از شکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم
چون سرشک ازشوق بودم خاکبوس درگهی چون غبار از شکر سر برآستانی داشتم
در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم
درد بی عشقی زجانم برده طاقت ورنه من داشتم آرام تا آرام جانی داشتم
بلبل طبعم کنون باشد زتنهایی خموش نغمه ها بودی مرا تا همزبانی داشتم
.......
یا د ایام
.....
آهنگ:داریوش پیرنیاکان شعر:رهی معیری دستگاه شور خواننده:شجریان
......
با مهر و احترام
حمید شجاع الدینی
No comments:
Post a Comment