چو گل بیرون شد از بستان چه حاصل زغلغل بلبل فریاد خوان را
اگر زین پیش جان میپروریدم کنون بدرود خواهم کرد جان را
بدار ای ساربان محمل که از دور ببینم آن مه نامهربان را
دمی بر چشمهی چشمم فرود آی کنون فرصت شمار آب روان را
گر آن جان جهان را باز بینم فدای او کنم جان و جهان را
چو تیر ار زانکه بیرون شد ز شستم نهم پی بر پی آن ابرو کمان را
شکر بر خویشتن خندد گر آن ماه بشکر خنده بگشاید دهان را
چو روی دوستان باغست و بستان بروی دوستان بین بوستان را
چو میدانی که دوران را بقا نیست غنیمت دان حضور دوستان را
خواجوی کرمانی
--
---
شما به این دلیل این پیام را دریافت کردهاید که در گروه Google Groups "دوستان راديو گلها" مشترک شدهاید.
برای لغو اشتراک در این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به friends-of-radio-golha و unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینههای بیشتر، از https://groups.google.com/groups/opt_out دیدن کنید.
No comments:
Post a Comment