تنها پروانه ها ازسیم های خاردارمیگذشتند
و مارها برای هم پونه می بردند
و آدم ها
نمی دانم
در خواب یا بیداری
حفره خالی قلبم را تکثیرمی کردم
درتو
نهایت دریا موج می زد
و درمن کسی
از دواتی نیمه پرازخون
نامه می نوشت
لب هایم اشک را می چشید
می گویند اشک های عاشق هرم اولین
بوسه های داغ عاشقانه را دوچندان می کند
بگذار عاشقانه بگویم
زمین خالی است
و ما درمحدوده جهان نمی گنجیم
با این همه
سیم های خاردار
و حفره های مدفون در خون دلمه بسته
خانه ای یافته ام
بیا پروانه شویم
این شعرازسرکارخانم سودابه شیرانیان است
و مارها برای هم پونه می بردند
و آدم ها
نمی دانم
در خواب یا بیداری
حفره خالی قلبم را تکثیرمی کردم
درتو
نهایت دریا موج می زد
و درمن کسی
از دواتی نیمه پرازخون
نامه می نوشت
لب هایم اشک را می چشید
می گویند اشک های عاشق هرم اولین
بوسه های داغ عاشقانه را دوچندان می کند
بگذار عاشقانه بگویم
زمین خالی است
و ما درمحدوده جهان نمی گنجیم
با این همه
سیم های خاردار
و حفره های مدفون در خون دلمه بسته
خانه ای یافته ام
بیا پروانه شویم
این شعرازسرکارخانم سودابه شیرانیان است
No comments:
Post a Comment