با سلام و عرض ادب خدمت تمامی یاران
در جهان هر چه به اندازه بود یار کم است قدر بسیار بدانید که بسیار کم است
قدر دلدار ندانست و چنین سوخت عماد دوستان قدر بدانید که دلدار کم است
پیش از تحلیل برنامه، آیا به نظر شما بهتر نیست که تحمل خویش را در برابر نظر مخالف افزایش دهیم و به تضارب آرا در عمل معتقد باشیم و نه در گفتار؟ آیا زیباتر نیست اگر بپذیریم که جملگی ما، فارغ از جنسیت، سن و سال، اعتقادات مذهبی و قومی و قبیله ای و فارغ از تمام هیاهوهای زندگی فانی این حق را داریم که علایق و اعتقادات مخصوص خود را داشته باشیم؟ وقتی در چنین جمعی که جملگی داعیه فرهیختگی و روشنفکری داریم اینگونه در برابر رای مخالف واکنش نشان داده می شود و یکدیگر را به ناآگاهی از موسیقی و شعر و ادب و هنر و ... متهم می کنیم، آنهم فقط به این دلیل که دوستی بنابر هر دلیلی من جمله سلایق شخصی متمایل به سبک خوانندگی یا نوازندگی یکی از بزرگان موسیقی و دیگری به بزرگ دیگری است، دیگر به چه جمع و گروهی می توان چشم امید داشت؟ باشد که جملگی دست از غرور و تعصبات ناروا شسته و دوستی و صمیمیت را بر جدال و جدایی برگزینیم.
درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد
شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
و اما برگ سبز شماره 299 کاری خاطره انگیز با هنرنمایی عزیزان ایرج، همایون خرم، رضا ورزنده و جهانگیر ملک. این برنامه پس از هنرنمایی جناب همایون خرم، رضا ورزنده و ملک و با اجرای گوشه هایی از دستگاه شور آغاز می شود. سپس آواز برنامه با اجرای ضربی شور آغاز می گردد
زند هر شب خیالت راه خوابم فریبد آرزویت چون سرابم
اگر جویی دلم ای مه شتابی که آمد بر لب بام آفتابم
ضربی شور
گرم خواهی به یاری دست گیری بگیر اکنون که بگذشت از سر آبم
شهناز
بریدی آنچنان از من که دیریست خیالت هم نمی آید به خوابم
قرچه
زند تا در دل افسرده آتش بیا ساقی شرابم ده شرابم
قرچه و رضوی و فرود به شور با تحریر
دوستان می توانند این برنامه را از نشانی زیر بشنوند
برنامه بعدي که براي اين نوشتار در نظر گرفته شده است, گلهاي تازه شماره 125 مي باشد که با صداي جناب شجریان و همراهي عزیزان شهناز, بهاري, پايور و ناهيد اجرا شده است.
من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم تو به يک جرعه ديگر ببري از دستم
درآمد مرکب
هرچه کوته نظرانند بر ايشان پيماي که حريفان ز مل و من ز تامل مستم
درآمد مرکب
به حق مهر و وفايي که ميان من و توست که نه مهر از تو بريدم نه به کس پيوستم
چکاوک
پيش از آب و گل من در دل من مهر تو بود با خود آوردم از آنجا نه به خود بربستم
بیداد
تو ملولی و مرا طاقت تنهایی نیست تو جفا کردی و من عهد وفا نشکستم
بیات راجع
سعديا با تو نگفتم که مرو در پي دل نروم باز گر اين بار که رفتم جستم
فرود
چناچه خاطر دوستان باشد گلهای تازه 125 را مدتها پیش در بررسی دستگاه همایون به همراه چند آواز دیگر تحلیل نموده بودم. تصور می کنم که آن مجموعه بررسی ها در بایگانی گروه موجود باشد و لذا دوستان علاقمند که بعدها به گروه پیوستند می توانند در صورت صلاحدید از آن طریق به تمامی نوشتارهای پیشین دسترسی پیدا کنند
تا درودی دیگر دو صد بدرود
با احترام
مهدی
No comments:
Post a Comment