سنگ صبور
......
آهنگ:حبیب الله بدیعی دستگاه شور شعر:معینی کرمانشاهی خواننده:همایون کاظمی
.....
عشوه ازحد میبرد چشم توای سرچشمه عشق وجوانی
فتنه برپا میکند ناز تو ای خو کرده با نا مهربانی
گه چو دریا پر ز رازی گه چو دشتی سینه بازی
گه چو آتش گرم مهری گه چنان گل غرق نازی
چون خم بی باده گه بی جوش وتابی
چون شراب کهنه گه پر التهابی
جای آن سنگ صبور ای قصه گو با من بگو
تا به تنهایی کنم با او زمانی گفتگو
تا شود صبرش تمام و بشکند در های من
سنگ از آن نا مهربان شد مهربانتروای من
سنگ از آن نامهربان شد مهربانتر وای من
عشوه ازحد میبرد چشم توای سرچشمه عشق وجوانی
فتنه برپا میکند ناز تو ای خو کرده با نا مهربانی
آخر ای زیبای من افسونگری اندازه دارد
هر زمان بینم تو را چشمت فریبی تازه دارد
من از آن روزی که بستم با تو پیوند محبت
گرچه گل بودی ندیدم از تو لبخند محبت
سوختم پروانه سا از داغ این زود آشنایی
ساختم اما نکردم شکوه از درد جدایی
...............
...........
http://www.mediafire.com/download.php?d8t252j93c6f6w6
http://www.mediafire.com/download.php?d8t252j93c6f6w6
http://www.4shared.com/mp3/DQBpGNNn/Sange_Saboor_Homayon_Kazemi.html
......
با مهر و احترام
حمید شجاع الدینی
No comments:
Post a Comment