گلچين از بهترين گروه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي. همه چيز از همه جا

Sunday, November 4, 2012

پاییز _ شاهرخ

پاییز
....
شاهرخ
.......
کوچه عمناکه پرستوهای شاد
در غروبی پر ملال و بیصدا
خبر عریونی باغ ها رو داد
پاییز اومد اینور پرچین باغ
تا بچینه برگ و بال شاخه ها
کسی از گلها نمیگیره سراغ
کسی از گلها نمیگیره سراغ
بیا در سوک دلگیر گل صبح
بخوونیم شعری از دیوان گریه
من و تو زاده فصل خزانیم
دو تن پرورده دامان گریه
شده ابری تو فضای سینه مون
قصه بی غمگساری های ما
میدونم پایان نداره بعد از این
قصه بی برگ و باری های ما
.....
پاییزه پاییزه عریون
من و تو خسته و گریون
......
مینویسم با دل تنگ روی گلبرگ شقایق
فصل دلتنگی پاییز فصل غمگینی عاشق
............................
..............
.........
با مهر و احترام
حمید شجاع الدینی













No comments:

آرشیو مطالب