پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است
2012/11/6 Pari Shan <parishan69@yahoo.com>
----- Forwarded Message -----
From: hanieh mohammadi <ava.7213@gmail.com>
To:
Sent: Monday, 5 November 2012, 22:52
Subject: Fwd: مولانا
---------- Forwarded message ----------
Subject: مولانا
To:
http://kaarmand.blogfa.com/post-170.aspx
چگونه ميشود شعر فريدون حلمي را به نام مولانا جعل كرد؟
مرداد ماه گذشته ايميلي برايم آمد با محتواي شعري در قالبهاي جديد و
نزديك به بحر طويل البته بدون ذكر نام شاعر. احتمالاً شما هم شعر زير را
كه متعلق به فريدون حلمي است خوانده باشيد. اما مشخص نيست كه چرا اين شعر
در وبلاگها و ايميلهاي ديگري با نام مولانا جلال الدين محمد بلخي
انتشار پيدا كرده است.
نه مرادم نه مریدم
نه پیامم نه نویدم
نه سلامم نه علیکم
نه سیاهم نه سپیدم
نه چنانم که تو گویی
نه چنینم که تو خوانی
نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمایم نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته و برده ی دینم
نه سرابم نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم نه حقیرم نه فرستاده ی پیرم
نه بهر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم نه بهشتم نه چنین است سرنوشتم
این سخن را من از امروز نه گفتم
نه نوشتم بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم:
حقیقت
نه به رنگ است و نه بو
نه به های است ونه هو
نه به این است ونه او
نه به جام است و سبو
گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم تا کسی نشنود این
راز گهر بار جهان را:
آنچه گفتند و سرودند
تو آنی
خود تو جان جهانی
گر نهانی و عیانی
تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی
تو ندانی که خود آن نقطه ی عشقی
تو اسرار نهانی همه جا
تو نه یک جای
نه یک پای
همه ای با همه ای هم همه ای
تو سکوتی تو خود باغ بهشتی
ملکوتی تو به خود آمده از فلسفه ی چون و چرایی
به تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی
در همه افلاک خدایی
نه که جزیی
نه چون آب در اندام سبویی
خود اویی
به خود آی تا به در خانه ی متروکه ی هر عابد و زاهد ننشینی و
به جز روشنی و شعشعه ی پرتوی خود هیچ نبینی
و
گل وصل بچینی.....! [+]
مضمون شعر فوق كاملاً انسانگرايانه است، يعني خود و انسان را به جاي خدا
نشانده است و شما را از مراجعه به عابد و زاهد پرهيز ميدهد و خيلي صريح
ميگويد تو در همه افلاك خدايي! جملهي پيشفرض بسياري از مكاتب مادي غرب
اين است كه «انسان موجودي خود آمده است». اين عبارت به صورت آشكار در شعر
فوق آمده است.
از دوست اديبم استاد غبيشاوي در خصوص اين شعر سؤال كردم و ايشان تصريح
كردند كه چنين شعري در كليات شمس تصحيح استاد فروزانفر نيامده است و حتي
اگر بحر طويل باشد، بحر طويل از دوران صفويه (قرن دهم) رواج يافته و
نميتواند منتسب به مولانا باشد.
حالا تصور كنيد همين شعر در وبلاگهاي مختلف به نام مولانا درج شده است و
صدها نفر ذيل آن كامنت نوشتهاند و به به و چه چه كردهاند. چند تا از
اين كامنتها را بخوانيد:[+]
خداي من چه راضى در اين شعر هست، آب در كوزه و ما گردِ جها نيم..... كى
مى خواهد اين حقيقت را قبول كُنه كه از دين فقط تجارت سَختن و تك تك ما
خودمون خود خدا هستيم، اگه بذارن اينو همه بفهمند. المان هامبورگ
مو بر اندامم سيخ شد ! باور نكردني و از هيجان گريه اوره ! روحت شاد و
خندان باد اي مولوي عزيز ! واقعا از خود بيخود شدم ! عجب عشق و خدايي در
وجود اين ابرمرد شعر و ادب بود, فقط خدا داند و او ! پس همواره شاد و
راهرو مولانا باشيم
....... وقتی که میخوندم نمیدونم چرا ولی انگار صدای خود مولانا رو هم میشنیدم!!
مولانا. پيامت را گرفتم و كس نفهميد كه چه گفتي و چه شد
البته برخي سايتها نسخهي سانسور شده و شايد به خيال خودشان اصلاح شدهي
شعر را به نام مولانا انتشار دادهاند و به جاي «در همه افلاك خدايي»
نوشته است «در همه افلاك بزرگي» به جاي «بر در خانه متروكهي هر عابد و
زاهد ننشيني» گفته «بر در خانهي متروكهي هر كس ننشيني». وبلاگهاي ذيل
نسخهي سانسور شده را به نام مولانا منتشر كردهاند:
تربت جام، قاصدك، طلب، پشت نقاب شب و دهها و صدها سايت و وبلاگ ديگر [+].
خيلي جالب است كه از بين همهي كساني كه شعر را به نام مولانا منتشر
كردهاند، فقط چند نفر به اين مسأله اعتراض كردهاند و متوجه اين اشتباه
شدهاند. بقيه حتي به خود نگفتهاند كه مولانا شعر نو نميگفته است و حتي
اگر از قالب شعر بگذريم مولانا كه انديشههاي اومانيستي و انسانگرايانه
نداشته كه انسان را به جاي خدا بنشاند. پس چرا اين ايميل و شعر همچنان در
فضاي مجازي در حال گردش است و همه هم خوششان ميآيد؟ پاسخش ساده است چون
علاوه بر زیبایی لفظی، مطابق ميل و خواستهي دروني افراد است آن هم با
برند مولانا. چه چيزي از اين بهتر كه من براي تأييد اعتقادات خودم مهر يك
عارف و شاعر جهاني را هم در پايين سياههي تفكراتم داشته باشم.
No comments:
Post a Comment