چون غنچه گل قرابه پرداز شود نرگس به هوای می قدح ساز شود
فارغ دل آنکسی که مانند حباب است هم در سر میخانه سر انداز شود
با می بکنار جوی می باید بود و ز غصه کنار جوی می باید بود
این مدت عمر ما چو گل ده روز است خندان لب و تازه روی می باید بود
پیوسته از آن روی کنم همدیش کز رنگ دیم بوی کسی میاید
گفتم سخن تو گفت حافظ گفتا شادی همه لطیفه گویان صلوات
گفتم که لبت گفت لبم آب حیات گفتم دهنت گفت زهی لب نبات
هر روز دلم به زیر باری دگرست در دیده من ز هجر خاری دگرست
کو صبر و چه دل کانچه دلش میخوانند یک قطره خونست و هزار اندیشه
آن جام طرب شکار بر دستم نه وان ساغر چون نگار بر دستم نه
آن می که چون زنجیر بپیچد بر خود دیوانه شدم بیار بر دستم نه
نی دولت دنیا به ستم می ارزد نی لذت مستی اش الم می ارزد
نه هفت هزار ساله شادی جهان این محنت هفت روزه غم می ارزد
ای دوست دل از جفای دشمن در کش با روی نکو شراب ژوسن در کش
با اهل هنر گوی گریبان بگشای و زنا اهلان تمام دامن در کش
در سنبلش آویختم از روی نیاز گفتم من سودا زده را کار بساز
گفتا لبم بگیر و زلفم بگذار در عیش خوش آویز نه در عمر دراز
عشق رخ یار بر من زار مگیر بر خسته دلان رند خمار مگیر
صوفی چو تو رسم رهروان میدانی بر مردم رند نکته بسیار مگیر
---
شما به این دلیل این پیام را دریافت کردهاید که در گروه Google Groups "دوستان راديو گلها" مشترک شدهاید.
برای لغو اشتراک در این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به friends-of-radio-golha و unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینههای بیشتر، از https://groups.google.com/groups/opt_out دیدن کنید.
No comments:
Post a Comment