غزل شمارهٔ ۳۵
جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست جز وصل توام هیچ تمنای دگر نیست
این چشم جهان بین مرا در همه عالم جز بر سر کوی تو تماشای دگر نیست
وین جان من سوخته را جز سر زلفت اندر همه گیتی سر سودای دگر نیست
یک لحظه غمت از دل من مینشود دور گویی که غمت را جز ازین رای دگر نیست
یک بوسه ربودم ز لبت، دل دگری خواست فرمود فراق تو که: فرمای، دگر نیست
هستند تو را جمله جهان واله و شیدا لیکن چو منت واله و شیدای دگر نیست
عشاق تو گرچه همه شیرین سخنانند لیکن چو عراقیت شکرخای دگر نیست
مهرتان افزون
دوستدار همگی مهران
جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست جز وصل توام هیچ تمنای دگر نیست
این چشم جهان بین مرا در همه عالم جز بر سر کوی تو تماشای دگر نیست
وین جان من سوخته را جز سر زلفت اندر همه گیتی سر سودای دگر نیست
یک لحظه غمت از دل من مینشود دور گویی که غمت را جز ازین رای دگر نیست
یک بوسه ربودم ز لبت، دل دگری خواست فرمود فراق تو که: فرمای، دگر نیست
هستند تو را جمله جهان واله و شیدا لیکن چو منت واله و شیدای دگر نیست
عشاق تو گرچه همه شیرین سخنانند لیکن چو عراقیت شکرخای دگر نیست
مهرتان افزون
دوستدار همگی مهران
---
شما به این دلیل این پیام را دریافت کردهاید که در گروه Google Groups "دوستان راديو گلها" مشترک شدهاید.
برای لغو اشتراک در این گروه و قطع دریافت ایمیل از آن، ایمیلی به friends-of-radio-golha و unsubscribe@googlegroups.com ارسال کنید.
برای گزینههای بیشتر، از https://groups.google.com/groups/opt_out دیدن کنید.
No comments:
Post a Comment