با سلامي به بلنداي دماوند و الوند به كليه دوستان و دوستداران گلهاي موسيقي ايران بنا به پيشنهاد دوست و برادر عزيزم محسن خيمه دوز متن تقديمي ارسال مي گردد. جا دارد كه صاحبنظران و دوستان عزيز از راهنمايي ها و نقطه نظراتشان ديگران را بي نصيب نگذارند.
محسن سليماني
On 2/16/09, nice puya <nice_puya@yahoo.com> wrote:
اگر موافق باشید برای دوستان گلها هم بفرستید تا دیگران هماستفاده کنند و در فهم پاسخی دیگر به این سوال از آن بهره ببرند
--- On Mon, 2/16/09, mohsen soly <mohsen.soly@gmail.com> wrote:
From: mohsen soly <mohsen.soly@gmail.com>
Subject: Re: یک سوال
To: nice_puya@yahoo.com
Date: Monday, February 16, 2009, 9:40 PMسلام بر دوست عزیز و همنامم البته من تخصص چندانی در موسیقی ندارم بنا براین شاید نتوانم خیلی حرفهای در مورد تکنیک صحبت کنم ولی هر کسی برای قضاوت در مورد یک خواننده دارای معیارهای شخصی است. مثلا بسیاری علیرغم آنکه صدای هایده و مهستی را می پسندیدند ولی بخاطر حضور آنان در کاباره ها و اجرای برنامه های پاپ توجه چندانی به جنس صدای آنان نداشتند دل حالیکه صدای هایده بطور عام مورد پسند اقشار مختلف مردم بود یا صدای دلکش و الهه را گروه های خاصی می پسندیدند بنا براین خوش آمدن یا نیامدن یک مسئله ذوقی است ولی وقتی یک ترانه را که چند نفر اجرا کرده اند با هم مقایسه می کنیم تکنیک اجراهای متفاوتی از خوانندگان را گوش می کنیم آنگاه متوجه می شویم که بعضی از ترانه ها با صدای خواننده مچ تر هستند بطور مثال شما ترانه های کاروان با صدای مرضیه را با همین ترانه با صدای بنان مقایسه کنید. به نظر من این ترانه با صدای بنان کامل تر و زیباتر اجرا شده است . یا ترانه سرگشته با اجرای قوامی و همین ترانه را با صدای الهه مقایسه کنید به نظر من با قوامی بسیار بهتر اجرا شده است در حالیکه ترانه آتش کاروان را دلکش و افتخاری اجرا کرده اند و به نظر من هرگز با صدای افتخاری به پای دلکش نمیرسد این آخری را نوشتم که متهم به جانبداری از خواننده های مرد نشده باشم. بهر حال علاقه شخصی به کاراکتر یک خواننده. مچ بودن ترانه با صدای او که از درایت و حسن انتخاب مدیر برنامه یا تنظیم کننده یا سازنده سرچشمه می گرفت(که به جنس صدا مربوط میشود و فضای اجرای برنامه در انسان تاثیر گذار است.) شاید جنس صدای گلپایگانی در میان خوانندگان مرد بی نظیر باشد اما کاراکتر شجریان یا بنان از ایشان گوی سبقت را ربود و تصور می کنم که این عنصر آخری بسیار مهم بوده است. مطلب دیگر وسعت صدا است . بیاد دارم که دوستی که از موسیقی سررشته داشت درهنگام شنیدن یکی از برنامه هی گلها با صدای ایرج به من اشارتی داشت که وسعت و رسایی صدای ایرج بقدری است که گاهی تاری که نواخته می شد قادر به صدور آن نبود در حالیکه ایرج از آن رساتر میخواند و میگفت باصطلاح ساز در هنگام همراهی کم می آورد. البته گفتم من سواد موسیقی چندانی ندارم و فقط علاقمند به شنیدن هستم و بطور حسی بعضی از دستگاهها و گوشه ها را می شناسم. ببخشید که طولانی شد. قربانت محسن سلیمانی
No comments:
Post a Comment