سبد سبد ستاره
منم اسير دست تو اسير چشم مست تو
منم كه مي كشد مرا نگاه مي پرست تو
**
منم كه آب ميشوم ز شعله هاي سركشت
منم كه موج خواهشم در عشق پركشاكشت
**
ببين كه مي بري مرا به شهر دور آرزو
ببين مرا در عشق تو نمانده هيچ آبرو
**
مرا ره گريز نيست بريده اي امان من
چگونه از تو بگسلم؟ تويي تمام جان من
**
ببين كشانده اي مرا به وادي جنون و تب
گهي به مهر و خنده اي گهي به اخم يا غضب
**
سبد سبد ستاره را به پاي خود كشانده اي
تويي كه داغ عشق را به سينه ام نشانده اي
**
بگو تو كيستي؟؟؟ بگو! سراچه اي ز عشق و راز؟
چه گويمت؟ چه خوانمت؟ تو را عزيز فتنه ساز!
**
گذشتم از تو بعد ازين اگرچه دوست دارمت
به آن خداي مهربان هميشه مي سپارمت
**
چه سود زين وداع ها كه بارها شنيده اي
مرا به يك اشاره اي بسوي خود كشيده اي
**
ببين چه سرد و ناخوشم دوباره روي من بتاب
كه يخ زده است خون من ز دوريت اي آفتاب
**
تويي تمام عشق من تويي كليد شهر من
تويي دليل آشتي تويي دليل قهر من
**
منم "ستاره"، شب تويي منم اسير دست تو
ببين چه ساختي ز من فداي ناز شست تو
**
ستاره.تهران
تقدیم به س.پ
http://sabadesetareh.blogfa.com/post-5.aspx
No comments:
Post a Comment