دریا تویی و سینه ی خشک کویر،من
آهو تویی و پرسه ی ناکام شیر، من
سخت است چند ثانیه خیره شدن به تو
خورشیدی و ندیده ام ات سیرِ سیر، من
شانه به شانه، دوش به دوش ایستاده ایم
آغاز بازی است، تو شاهی، وزیر، من
مجنونِ بوسه های توام لیلیِ گُلم
می لرزم و ز شرم لبت سر به زیر، من
من کوهم و تو رود، چه تلخ است ماجرا
تو می روی و آه! در اینجا اسیر، من
(من) زخم خورده است درین شعر و می رسی
ای جام نوشدارو، اما چه دیر...(تو)
حسن چاکری زاده
No comments:
Post a Comment