با عرض سلام خدمت دوستان
بنا به اظهار جناب امید دیدگاه این اشعار که به نام حسین پناهی در گردش های اینترنتی حرکت می کند و من نیز با اعتماد بر دانش ادبی کسی که آن را برایم فرستاده بود آن را ارسال کردم از شاعری دیگر به نام اکبر اکسیر است.
بدینوسیله هم از این دوست فرهیخته به خاطر دقت نظرشان تشکر می کنم و هم حقوق معنوی جناب آقای اکسیر را پاس می دارم و نیز از مرحوم پناهی سلب مسئولیت می کنم چرا که به قول سارتر سخن گفتن نیز نوعی عمل است.
با آرزوی بهروزی برای همه ی دوستان
----- Forwarded Message ----
From: Nasrin Aliakbary <naliakbary@yahoo.com>
To: friends-of-radio-golha@googlegroups.com
Sent: Wednesday, April 6, 2011 21:19:36
Subject: Fw: اشعاری از زنده یاد حسین پناهی
--- | | اشعارزنده یاد حسین پناهی ازآجیل سفره عید چند پسته لال مانده است آنها که لب گشودند؛خورده شدند آنها که لال مانده اند ؛می شکنند دندانساز راست می گفت: پسته لال ؛سکوت دندان شکن است ! ------------------------------------------------ من تعجب می کنم چطور روز روشن دو ئیدروژن با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند وآب ازآب تکان نمی خورد! -------------------------------------------------- بهزیستی نوشته بود: شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم عزیز ریاضی ام که همیشه میگفت: گوساله ، بتمرگ! -------------------------------------------------------- با اجازه محیط زیست دریا، دریا دکل میکاریم ماهیها به جهنم! کندوها پر از قیر شدهاند زنبورهای کارگر به عسلویه رفتهاند تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند چه سعادتی! داریوش به پارس مینازید ما به پارس جنوبی! --------------------------------------------------- رخش،گاری کشی می کند رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد سهراب ،ته جوب به خود پیچید گردآفرید،از خانه زده بیرون مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد وای... موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!! -------------------------------------------------------- صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم! |
| | | | |
|
No comments:
Post a Comment