گلچين از بهترين گروه‌ها و سايت‌هاي اينترنتي. همه چيز از همه جا

Sunday, December 21, 2008

Re: شب يلدا فرخنده

سلام به همگی بخصوص جناب گفتاری عزیز
جناب گفتاری از اطلاعات جامع جنابعالی حقیقتآ استفاده کردم،اما مساله ای که هست اینست که اینگونه بحث های تاریخی تازمانیکه با ایرانیان مطرح میشوند بخاطر حس ناسیونالیستی یا عرق ملی یا هرچیزی که بنامیمش کاملآ قابل قبول ،مستند و حقیقت عینی محسوب میشوند اما اگر قرار باشد این موضوعات  با افراد غیر ایرانی مطرح شود- که حقیقتآ نیاز هم هست- بی شک نیاز به دلیل و مدرک و سند و منبعی معتبر است.بنابراین از شما تمنا دارم اگر در این مورد منبعی در اختیار دارید...در اختیار ما هم قرار دهید و معرفی بفرمایید.
به عنوان یک ایرانی این مسایل برای من قابل قبول است اما میخواهم کمی از فضای احساس خارج شده و   مسایل را به گونه ای مستند و علمی مطرح کنیم تا در صورت لزوم در هر زمانی قادر به اثبات آن باشیم.
با تشکر از مطالب مفیدتان و حسن توجهتان به فرهنگ اصیل ایران زمین
مهدیفر.
 
 
 
2008/12/20 Esfandiar Goftari <e_goftari@yahoo.com>

شب زايش مهربرهمگان فرخنده باد

        

 "  یلدا در افسانه ها واسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.

 

شب یلدا، درازترین شب سال و یكی از بزرگترین جشن های ایرانیان است. ایرانیان همواره شیفته شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور میآراستند. آنها خورشید را نماد نیكی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می كردند. در درازترین و تیره ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار میكشیدند. خوردن خوراكی ها و مراسم دیگر در این شب بهانه ای است برای بیدار ماندن یكی از دلایل گرفتن جشن دراین شب زاده شدن ایزدمهر است.

 

 

رومیان سال های بسیار تولد مهر و شب چله را جشن می گرفتند و آن را آغاز سال می دانستند. حتی پس از گسترش دین مسیحیت، باز كشیشان نتوانستند از گرفتن این جشن ها جلوگیری كنند و به ناچار مجبور شدند به دروغ این شب را زادروز تولد عیسی معرفی كنند تا روز 25 دسامبر را به بهانه تولد عیسی جشن بگیرند نه تولد ایزدمهر،‌ هنگامی كه به آیین و مراسم مسیحیان در كریسمس نگاه می كنیم بسیاری از نشانه های ایرانی این مراسم را در می یابیم. ایرانیان قدیم در شب چله درخت سروی را با دو رشته نوار نقره ای و طلایی می آراستند. بعدها مسیحیان درخت كاج را به تقلید از مهرپرستان و ایرانیان تزیین كردند.

 

 

پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود.

 

 

در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند.

 

 

هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد.

 

 

فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران ( كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:

 

كه ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر كردن اندر شمار سپهر

 

 

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.

 

 

واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود ؟ 

 

 

خور روز (دی گان) - یكم دی ماه - در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.

 

 

shabe_yalda_3.jpg       "

 

اسفنديار گفتاري

 



No comments:

آرشیو مطالب